گربگيرد اتصال ازگريه هاي نيمه شبروشني راجسته ام ، ازعاشقي نيمه شب شاهدي دارم چودل سرگشته و ، رسوا اوستپرده برداشت برمن وخلوت سرايم ، نيمه شب چلچراغي در دل شب ، به دست آمد مرابرگرفت ازناله هاي نيمه شب بازعاشقي ديگرم ميل به آفتاب ومهتاب نيست چرا؟تا که درد آشنا شد نيمه شب ، با عاشقي نيمه شب بازدلبرطناز ، آمد با نسيمبوگل آمد نيمه شب باز ، باهواي نسيم در دل عاشق نيست خيال انگيزتراز روياي اورازنيک انديشي يش ، در سراي عاشقي يست کاروان آمد وصبح جدايي ، سرگرفت تا سحرگفتم ازاو ، شاعري بهانه ا ست همچوگل آيدغلام ، مهتاب ازقفاي نيمه روزمثل گل فصل کرد ، خالق مرا باعطر روز غ..ر..آ
برچسب:
نویسنده: آراد کوشکی
تاريخ: چهارشنبه
19 آبان
1395 ساعت: 1:35